Энциклопедия Каманак
Мир Слова
[Каманак] энциклопедия анализа и просмотра персидского контента
смысл یک دو
Вид (یک دو) в Каманак, смысл и перевод یک دو в словарях, анализ слов, изображение (یک دو) Какие слова и фразы похожи یک دو
Словари
1. [ ی َ / ی ِدُ ] (اِ مرکب ) یک ودو. یک به دو. گفتگوی بی معنی . (ناظم الاطباء). بگونگو. مشاجره .
(عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) عدد تقریبی و تردیدی . (یادداشت مؤلف ). عدد مشکوک و مردد میان یک و دو. اندکی . لختی . چندی : هر روز من تنها پیش او شدمی و بنشستمی و یک دو ساعت ببودمی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 336).
یک دو جام از روی مخموری بخور
یک دو جنس از روی یک جانی بخواه .
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 662).
در ره آمد بعد تأخیر دراز
تا به گوش شیر گوید یک دو راز.
مولوی .
کنون سر همه ٔ التفاتها آن است
که یک دوسال دهی رخصت صفاهانم .
صائب .
- یک دو کردن ؛ در جا زدن یا با شماره ٔ یک و دو قدم برداشتن و نهادن .
-
در بازی فوتبال، پاس دادن بازی کن و خط حمله توپ را به یار خود و بازگرداندن او به پاس دهنده ٔ اول با سرعت برای اغفال مدافعان .

Значение ( یک دو ) в словаре Деххода

Использовать в тексте
زیرا که در تسالونیکی هم یک دو دفعه برای احتیاج من فرستادید. , انجیل
و بدین جهت یک دو دفعه خواستیم نزد شما بیاییم، یعنی من، پولُس، لیکن شیطان ما را نگذاشت. , انجیل
و از کسی که از اهل بدعت باشد، بعد از یک دو نصیحت اجتناب نما، , انجیل
پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می‌خیزند؛ خداوند شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند؛ او می‌داند که شما نمی‌توانید مقدار آن را (به دقّت) اندازه‌گیری کنید (برای عبادت کردن)، پس شما را بخشید؛ اکنون آنچه برای شما میسّر است قرآن بخوانید او می‌داند بزودی گروهی از شما بیمار می‌شوند، و گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی (و کسب روزی) به سفر می‌روند، و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند (و از تلاوت قرآن بازمی‌مانند)، پس به اندازه‌ای که برای شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و به خدا «قرض الحسنه» دهید [= در راه او انفاق نمایید] و (بدانید) آنچه را از کارهای نیک برای خود از پیش می‌فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده و مهربان است! , قرآن
که نزدیکی بجمله لیک دوری , attar
مکن سستی بیک دو جام پر می , attar
خدا را جز خدا یک دوست کس نیست , attar
به هر ده قدم یک دو خربوزه خورد , bahar
یک دوساعت به یک دو خانه شدیم , bahar
یک دو تن هم در آن میان بودند , bahar
ادبا را شریک دولت کرد , farrokhi
در این تفکر مقدار یک دو میل براند , farrokhi
برفت بردمشان یک دو منزل و همه را , farrokhi
مرا یک دو شاخ گیاه است بس , jami
ازین یافتم یک دو روزه وجود , jami
ازین پیش در شهر ما یک دو کس , jami