Энциклопедия Каманак
Мир Слова
[Каманак] энциклопедия анализа и просмотра персидского контента
смысл مدیان
Вид (مدیان) в Каманак, смысл и перевод مدیان в словарях, анализ слов, изображение (مدیان) Какие слова и фразы похожи مدیان
Словари
1. [ م ِدْ ] (ع ص ) کسی که عادت وام دادن و وام گرفتن دارد. (از منتهی الارب ). که به مردم بسیار قرض می دهد. که بسیار قرض می کند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ج، مَدایین .

Значение ( مدیان ) в словаре Деххода

Использовать в тексте
و حوشام‌ مرد و در جایش‌ هداد بن‌ بداد که‌ در صحرای‌ موآب‌، مدیان‌ را شکست‌ داد، پادشاهی‌ کرد، و نام‌ شهر او عویت‌ بود. ,
و چون‌ تجار مدیانی‌ در گذر بودند، یوسف‌ را از چاه‌ کشیده‌، برآوردند؛ و یوسف‌ را به‌ اسماعیلیان‌ به‌ بیست‌ پارهٔ نقره‌ فروختند. پس‌ یوسف‌ را به‌ مصر بردند. ,
اما مدیانیان‌ یوسف‌ را در مصر به‌ فوطیفار که‌ خواجهٔ فرعون‌ و سردار افواج‌ خاصه‌ بود، فروختند. ,
و چون‌ یتْرون‌، کاهن‌ مدیان‌، پدر زن موسی‌، آنچه‌ را که‌ خدا با موسی‌ و قوم‌ خود، اسرائیل‌ کرده‌ بود شنید که‌ خداوند چگونه‌ اسرائیل‌ را از مصر بیرون‌ آورده‌ بود، ,
و چون‌ فرعون‌ این‌ ماجرا را بشنید، قصد قتل‌ موسی‌ کرد. و موسی‌ از حضور فرعون‌ فرار کرده‌، در زمین‌ مدیان‌ ساکن‌ شد؛ و بر سر چاهی‌ بنشست‌. ,
و کاهن‌ مدیان‌ را هفت‌ دختر بود که‌ آمدند و آب‌ کشیده‌، آبخورها را پر کردند، تا گلهٔ پدر خویش‌ را سیراب‌ کنند. ,
و اما موسی‌ گلهٔ پدر زن‌ خود، یترون‌، کاهن مدیان‌ را شبانی‌ می‌کرد؛ و گله‌ را بدان‌ طرف‌ صحرا راند و به‌ حوریب‌ که‌ جبل‌الله‌ باشد آمد. ,
و خداوند در مدیان‌ به‌ موسی‌ گفت‌: «روانه‌ شده‌ به‌ مصر برگرد، زیرا آنانی‌ که‌ در قصد جان‌ تو بودند، مرده‌اند.» ,
و موسی‌ به‌ حوباب‌ بن‌ رعوئیل‌ مدیانی‌ که‌ برادرزن‌ موسی‌ بود، گفت‌: « ما به‌ مکانی‌ که‌ خداوند دربارهٔ آن‌ گفته‌ است‌ که‌ آن‌ را به‌ شما خواهم‌ بخشید کوچ‌ می‌کنیم‌، همراه‌ ما بیا و بتو احسان‌ خواهیم‌ نمود، چونکه‌ خداوند دربارهٔ اسرائیل‌ نیکو گفته‌است‌.» ,
و موآب‌ به‌ مشایخ‌ مدیان‌ گفتند: « الا´ن‌ این‌ گروه‌ هر چه‌ به‌ اطراف‌ ما هست‌ خواهند لیسید، به‌ نوعی‌ که‌ گاو سبزهٔ صحرا را می‌لیسد.» و در آن‌ زمان‌ بالاق‌بن‌ صَفّور، ملک‌ موآب‌ بود. ,
پس‌ مشایخ‌ موآب‌ و مشایخ‌ مدیان‌، مزدفالگیری‌ را به‌ دست‌ گرفته‌، روانه‌ شدند، و نزد بلعام‌ رسیده‌، سخنان‌ بالاق‌ را به‌ وی‌ گفتند. ,
و اینک‌ مردی‌ از بنی‌اسرائیل‌ آمده‌، زن‌مدیانی‌ای‌ را در نظر موسی‌ و در نظر تمامی‌ جماعت‌ بنی‌اسرائیل‌ نزد برادران‌ خود آورد، و ایشان‌ به‌ دروازهٔ خیمه‌ اجتماع‌ گریه‌ می‌کردند. ,
و اسم‌ آن‌ مرد اسرائیلی‌ مقتول‌ که‌ با زن‌ مدیانی‌ کشته‌ گردید، زِمری‌ ابن‌سالو رئیس‌ خاندان‌ آبای‌ سبط‌ شمعون‌ بود. ,
و اسم‌ زن‌ مدیانی‌ که‌ کشته‌ شد، کُزبی‌ دختر صور بود و او رئیس‌ قوم‌ خاندان‌ آبا در مدیان‌ بود. ,
و پسران‌ مدیان‌، عیفا و عیفَر و حنوک‌ و ابیداع‌ و الداعه‌بودند. جملهٔ اینها، اولاد قطوره‌ بودند. ,